تبليغاتX
 بزرگترین وبلاگ تفریحی خرم آباد
بزرگترین وبلاگ تفریحی خرم آباد
عكس - خبرنامه - جك - اس ام اس - داستان - دانلود و ...
بزرگترین وبلاگ تفریحی خرم آباد

سلام به همه ی دوستان امیدوارم لحظات خوب و خوشی را در وبلاگ من به سر ببرید , لطفا نظرات , پیشنهاد , انتقاد و در خواست خود را با من درمیان بگذارید.
شما عزیزان می توانید از قسمت نظر دهید وبلاگ و یا به وسیله ادرس ایدی (a_k8406) با من در ارتباط باشید .
با تشکر : بهزاد

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
< a href="cat-1.aspx" class="links" target="_blank">ارشیو
< a href="cat-2.aspx" class="links" target="_blank">عکس
< a href="cat-3.aspx" class="links" target="_blank">ارشیو عکس
اخبار
پشتيباني

قالب این وبلاگ توسط بهزاد نادی طراحی شده است .

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
بی مقدمه .............................
من خوبم ... تو خوبی ؟؟؟؟
پیام مدیر
قبول هر گونه سفارش قالب وبلاگ (( میهن بلاگ ـ پرشین بلاگ ـ بلاگفا و ... )) :

هرکدام از دوستانی که تمایل به تعویض قالب وبلاگ خود دارند 

ابتدا نمونه قالب های طراحی شده توسط بزرگترین وبلاگ تفریحی خرم آباد را

مشاهده نموده و سپس در قسمت نظر دهید همین پست سفارش قالب مورد

نظر خود را بدهید .

لطفا برای سفارش نظر خود را به صورت خصوصی ارسال فرمایید و

حتما شماره ی همراه و آیدی خود را درج نمایید .

نکات لازم ذکر در ثبت نظر :

۱ ـ شماره تلفن همراه

۲ ـ آیدی شخصی

۳ ـ رنگ مورد نظر برای قالب (( رنگ دلخواه ))

تذكر :

۱ـ اگر هرگونه از موارد بالا رعايت نشود  سفارش شما لغو مي گردد .

توجه : قالب مورد نظر بعد از تأييد مديريت وب ، بعد از ۳ روز تحويل داده خواهد شد .

با تشكر : مديريت وب       

       بهزاد نادي 

 

 

چند نمونه از قالب هاي طراحي شده : 

 

  www.behzad0912.orq.ir

www.asal021.orq.ir


[ ]
+
بی مقدمه ...
بی مقدمه ...
ميلاد پامبر اكرم ( ص ) مبارك باد
بد نیست بخونید ................براي ديدن ادامه ي مطلب روي نوشته هاي سبز رنگي كه زير كلمه ي ادامه ي م

قلب شکسته را چطور می توان التیام بخشید؟


[ ]
+
بی مقدمه ...
سیر تکامل دختر خانوم ها (( طنز دخترانه و پسرانه 3 ))
سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

[ ]
+
سیر تکامل آقا پسر ها (( طنز پسرتنه و دخترانه 2 ))
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

[ ]
+
امان از دست خانومامون (( طنز پسرانه و دخترانه 1 ))

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار

ميگن ببينم باكي قرار داري؟

 

اگه لباسهاي معمولي بپوشيم

ميگن تواصلا" سليقه نداري

 

اگه زياد بگيم دوستت دارم

ميگن باز چه نقشه اي تو سرته

 

اگه نگيم دوستت دارم

ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

 

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم

ميگن به من اعتماد نداري

 

اگه زنگ نزنيم

ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

 

اگه تو خونه زياد بخنديم

ميگن ديونه شدي

 

اگه كم بخنديم

ميگن بخت النحس

ا

گه شام بخواهيم

ميگن فقط فكر شكمشه

 

اگه شام نخواهيم

ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي

 

ولي هرچي ميگن بذار بگن ماكه كارمون درسته

 


[ ]
+
روز پدر مبارک
خدمات وبلاگ نویسان جوان -- بهار بیست            www.bahar20.sub.ir

ولادت با سعادت حضرت علی ( ع ) و روز پدر بر شیعیان

مبارک باد


[ ]
+
عشقولانه
بی مقدمه ....... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بی مقدمه ... 5
بی مقدمه ...
یه عکس عشقولانه ی خیلی زیبا ...
Lo0o0o0o0o0o0ove ... !
تصاویر عشقولانه .... 1

چند تا عکس عشقولانه ...

برای دیدن بقیه عکسا به ادامه ی مطلب برید !

www.3jokes.com - Nice Pictures!

نظر یادتون نره هااااااااااااااااااااااا ... !!!

www.3jokes.com - Nice Pictures!

 برای دیدن بقیه عکسا به ادامه ی مطلب برید ...


[ ]
+
یه داستا خیلی باحال از خودم و بروبچ ... !!!

الان دو هفتست كه دارم براي دزدين ماشين بابا

 

نقشه ميكشم ، همه چيز داشت خوب پيش مي

 

رفت كه يه دفعه روز آخر ... !!!

 

اين داستان يكم براي منو دوستام غم انگيز ولي تا

 

حدودي ام تجربه بود

 

ولي با اين همه خيلي باحال بود ...

 

منتظر بوديم تا امتحانات تموم بشن  ...

 

روز تموم شدن امتحانا رو جشن گرفتيم

 

بعد از چند روز استراحت شروع به نقشه كشيدن

 

كرديم

 

داستان از اين قرار بود كه ميخواستيم بريم يه

 

مسافرت مجردي با بچه ها

 

كه حدودا 3 ، 4 روز طول ميكشيد ...

 

ولي نه پول داشتيم نه بنزين  !!!

 

البته يواش يواش همه چيز جور شد

 

يكي از بچه ها گفت بنزين ماشين با من !!!

 

(( رضا ))

 

يكي ديگه گفت خوردو خوراكتونم با من !!!

 

(( امين ))

 

يكي ديگه گفت ماشينتون با من !!! كه من بودم !

 

(( بهزاد ))

 

همه چيز جور شد ... فقط مونده بود دزدين ماشين

 

و آوردن مدارك !

 

مونده بوديم واسه مدارك چيكار كنيم !

 

آخه هميشه مدارك ماشين تو جيب بابام بود !

 

اومديم با هزار بد بدختي مدارك ماشينو جعلي

 

درست كرديم  !

 

مدارك ماشينم جور شد ... فقط مونده بود

 

ماشين !!!

 

چندين شب پشت سر هم براي دزدين ماشينو از

 

اين جور حرفا نقشه كشيديم

 

تا بالاخره شب جمعه رسيد ... يكي از بچه ها رو

 

فرستاديم يكي از شهرهاي سر راه مسافرتمون كه

 

كسي بهمون شك نكنه كه ما باهم هستيم ! آخه

 

واسه اونم يكم شر درست مي شد اگه مي

 

فهميدن  ...

 

من موندمو رضا ... باهم قرار گذاشتيم كه ساعت 9

 

صبح فلان جا راه بيوفتيم

 

بالاخره روز جمعه رسيد ... !!!

 

ساعت 8 صبح از خواب بيدار شدم !

 

تا آماده شدم شد ساعت 9 صبح ...

 

سريع راه افتادم به طرف خونه ي مادربزرگ كه

 

بابام با ماشينش رفته بود اونجا ...

 

قرار بود كه ماشينو از سر كوچه ي مادر بزرگم دودر

 

كنم ...

 

خيلي زود خودمو رسوندم اونجا ...  ولي ... !

 

وقتي كه رسيدم اونجا ديدم نه ماشينو هست نه

 

بابا رو ...

 

يه زنگ زدم به بابا ...

 

گفت الان اومدم نون خريدم  بزار خونه و بعد برم

 

سر كار ...

 

منم گفتم الان خوب موقعيه ...

 

اگه بتونم زود برم ميتونم ماشينو از در خونه

 

بردارم ... !

 

من سريع با يه ماشين دربست رفتم در خونه ...

 

ولي ...

 

ديدم نه بابا رو هست نه ماشينو ... !!!

 

دوباره به يه بهونه ي ديگه به بابا زنگ زدم ...

 

گفتم كجايي ؟ ماشين كجاست ؟

 

گفت : الان اومدم سر كار  (( بانك )) ، و ماشين هم

 

گذاشتم تو پاركينگ ...

 

منم با چهره اي افسرده و ناچار زنگ زدم به رضا كه

 

يه فكري كنيم ...

 

با رضا تو خيابون قرار گذاشتم تا ببينمش و يه فكري

 

كنيم ...

 

گفتيم بريم در پاركينگ و ماشينو با اون كارت

 

ماشين كه قبلا از روش جعلي درست كرديم  ، در

 

بياريم  ... !

 

بالاخره رفتيم در پاركينگ  ...

 

وقتي كه رفتيم در پاركينگ ...

 

تمام پاركينگ رو گشتيم ...

 

ولي ... !!!

 

بازم ماشين رو نبود ... !!! اي

 

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !

 

يه نيم ساعتي تمام محوطه كاري بابامو گشتيم كه

 

شايد ماشينو زده باشه اون طرفا ...

 

ولي بازم نبود ...

 

يك دفعه صداي ماشينو (( البته صداي دزد گير

 

ماشينو )) شنيديم ...

 

به سرعت رفتيم به طرفش ...

 

داشتيم با يه شوق خاصي كه بعد از چندين ساعت

 

ماشينو پيدا كرديم ميرفتيم به طرف صداي آژير

 

ماشين ...

 

كه يك دفعه بابامو دمه در پاركينگ ديدم كه داره از

 

پاركينگ مياد بيرون ... !

 

فهميديم كه همين الان ماشينو گذاشته تو

 

پاركينگ !

 

ماام دو باره يه نيم ساعتي رو تو اون خيابون

 

چرخيديم تا يكم زمان بگذره ...

 

بعد از نيم ساعت رفتيم در پاركينگ تا ماشينو

 

بياريم ...

 

رفتيم داخل پاركينگ ...

 

نگهبان پاركينگ اومد جلومون و گفت : بفرماييد ؟

 

ماهم كه خيلي حول بوديم گفتيم :

 

عموم حدود نيم ساعت پيش ماشينشو گذاشته

 

اينجا و تو خيابون تصادف كرده ...

 

و الانم بيمارستانه و نميتونه بياد ماشينو ببره ... !!!

 

اومديم اگه اجازه بدين ماشينو با كارت ماشين

 

ببريم ... !

 

گفت : ... !!!

 

نخير آقا ...

 

شرمنده ...

 

بايد حتما قبض داشته

 

باشين ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

اگر هم قبض رو گم كرده باشين ...

 

بايد يا خود كسي كه ماشينو برده بياد يا ...

 

تشريف ببريد از دادگاه براي خروج ماشين از

 

پاركينگ بدون قبض مجوز بگيريد ...

 

خلاصه دست از پا دراز تر برگشتيم ...

 

زنگ زديم به امين كه يه جاي دور منتظر ما بود ...

 

تمام قضيه رو براش تعريف كرديم  ...

 

اونم با ناراحتي كه چرا منو سر كار گذاشتين

 

گوشي رو قطع كرد !

 

و بعد از دو روز هم به شهر خودمون برگشت .

 

هر 3 تا مون رفتيم دنبال زندگيه خودمون و اين

 

قضيه رو براي مدت كوتاهي فراموش كرديم .. !!!

 

قصه ي ما به سر رسيد كلاغه به خونش نرسيد ...

 

اميدوارم كه از اين داستان واقعي خوشتون اومده

 

باشه ...

 

........................................................................................................

 

نظر يادتون نره هااااااا ...

 

 

فعلا ... باباي

 


[ ]
+
عشقولانه ...

 

wWw.ir0192.iR ۱)دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 2)روزی كه رفتی می پنداشتم  عشق همه اش شيرينی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز می شود...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 3) یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟رفتم و بزرگ شدم... حالا اما ديگر يادم رفته است دوست داشتن !


------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR ۴)در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 5)کاش هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است
واله تلخ خیانت هک نبود

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 6) آخرين تکه قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهايش سوی ديدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامی چيزهای دور و برم پاکتر بود ، حتی آبی تر از حوض آبی كلبه ی تنهايی ام ...

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 7) کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می يافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم....
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 8)توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 9)تا روزی كه رفتی می پنداشتم  عشق همه اش شيرينی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز می شود...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 10)تو را برای وفای تو  دوست می دارم، و گرنه دلبر پيمانه شكن که فراوان است...              

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 11) اگر بوی گلی را دوست نداری لااقل شاخه هايش را نشكن ...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 12)برای شکستن من یه اخم کافیه... نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه... نیازی به قهر نیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه... نیازی به انجامش نیست...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 13)یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟
رفتم و بزرگ شدم... حالا اما ديگر يادم رفته است دوست داشتن !

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 14) یادمه که همیشه بهم میگفتی برو من پشتتم...
ولی هیچوقت فکر اون
خنجری که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم!

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 15)
 در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 16)
هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 17)اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن .

اگر کسی را دوست نداری خردش نکن .

اگر کسی را گرفتی رهایش نکن


------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 18)
دیشب دفترچه قسطامو ورق می زدم

تا آخر عمر بدهکار مهربونیاتم ...
 

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 19)
فردا صبح که بیدار می شی و چشماتو باز می کنی

یادت باشه که شب قبلی یکی به یاد تو چشماشو بست

------------------------------------------------------------------------------------------------------
wWw.ir0192.iR 20)
ی عشق مدد کن تا به سامان برسیم

زین مزرعه تشنه به باران برسیم

یا من برسم به یار ، یا یار به من

یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم .


[ ]
+
بی مقدمه ...

قالب این وبلاگ توسط بهزاد نادی بزرگترین وبلاگ تفریحی خرم آباد طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!